close
چت روم
داستان خیلی جالبه عاشق شدن مرد و زن Code Center



در سي خنده

موضوعات

بازديد سايت
افراد آنلاين : 1
تعداد اعضا : 2526
کل مطالب : 1875
کل نظرات : 1024
بازديد امروز : 30
بارديد ديروز : 70
بازديد هفته : 1,086
بازديد ماه : 2,610
بازديد سال : 38,113
بازديد کلي : 3,794,685

اعضا

لينکستان
تبليغات

داستان خیلی جالبه عاشق شدن مرد و زن

 
زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود

 

و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."شوهرش به سختی‌ گفت:_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟_آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)_یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!_آره اونم یادمه...مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم..




ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی




ورود به سايت
login


نام کاربري :
رمز عبور :

ثبت نام
فراموشي رمز عبور

مطالب جديد

خبرنامه سايت
    news
    لطفا ايميلتان را در كار زير وارد كنيد

تبليغات متني
دانلود آهنگ لري

www.Ahanglori.ir

سایت آهنگ لــری

www.Ahanglori.com

تبليغات شما در اينجا

تبليغات شما در اينجا